مامان و مادربزرگ کمرش خمیده شد... انگار داغ جوان تنها چیزی هست که از پدران ما بهمون به ارث میرسه... برادرم افشین مهربانم عیدت مبارک....
برچسب:
نویسنده: علی سلیمانی
بدجوری هواتو کردم داداشی...
تا به امروز جرات خیره شدن به قاب عکست رو نداشتم...
وقتی خیره میشم حس میکنم باهام حرف میزنی...
افشین جان، داداشی نازم حالت چطوره....
برچسب:
نویسنده: علی سلیمانی
برچسب:
نویسنده: علی سلیمانی
برچسب:
نویسنده: علی سلیمانی